معنی نائم
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) خفته. خوابیده. (آنندراج). خسپنده. (شمس اللغات) (ناظم الاطباء). مضطجع. (المنجد). مقابل یَقَظ به معنی بیدار. (از غیاث اللغات). به خواب رفته. آرامیده. خسبیده. خسبنده. خواب کننده. نعت است از نوم : همچنین دنیا که حلم نائم است خفته پندارد که این خود قائم است.مولوی. ج، نیام، نُوَّم، نُیَّم، نِیَّم، نُوّام، نُیّام، نَوم، نائمین. - لیل نائم؛ شب آرمیده. (منتهی الارب). ینام فیه. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «نائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر