معنی نائله
5 بازدید
[ ءِ لَ ] (اِخ) دختر فرافصه [ فَ ] از بزرگان قبیلهٔ کلبیه و نصرانی مذهب بود. به دین اسلام و همسری عثمان درآمد و تا پایان عمر به شوهر خود وفادار ماند. هنگامی که مسلمانان بر عثمان شوریدند وی نزد شوی خویش بود و از بریدن سر عثمان جلوگیری کرد. پس از مرگ عثمان به دعوتهای خواستگاران خویشتن جواب رد داد. مؤلف حبیب السیر می نویسد: نایله بنت الفرافصه... عورتی عاقله و زوجهٔ امیرالمؤمنین عثمان بود. (حبیب السیر ج ۱ ص ۵۱۲). فرافصة ابانائله امرأة عثمان. (عیون الاخبار ج ۳ ص ۲۹۸). بنت فرافصة [ از اشراف قبیلهٔ کلب ] بن الاحوص بن عمروبن ثعلبه، و همسر عثمان بن عفان خلیفه سوم مسلمانان. (عقدالفرید ج ۳ ص ۳۲۱). تماضر همسر عبدالرحمان بن عوف، عثمان را گفت: مرا دختر عم زیباروی خوش خوی پریرخسار هوشمندی است، میل داری با او ازدواج کنی؟ عثمان پذیرفت و نائله دختر فرافصهٔ کلبیه را به زنی گرفت... و چون بر او درآمد پرسید: لعلک تکرهین ما ترین من شیبی؟ نائله گفت: واللََّه یا امیرالمؤمنین، انی من نسوة احب ازواجهن الیهن الکهل. عثمان گفت: انی قد جزت الکهول و اناشیخ. جوابداد اذهبت شبابک مع رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و سلم فی خیر ماذهبت فیه الاعمار. (عقدالفرید ج ۷ صص ۹۹-۱۰۰). کسانی که بر عثمان شوریده بودند، او را کشتند و چون برای بریدن و بردن سرش به خانهٔ او درآمدند، دو تن از زنان عثمان، نائله بنت فرافصه و رملةابنة شیبةبن ربیعه، خود را روی نعش او افکندند. مردان بناچار او را واگذاشتند و برگشتند. (عقدالفرید ج ۵ ص ۴۳). چون شورشیان به خانهٔ عثمان ریختند بجز نائله بنت فرافصه کسی نزد او نبود. (عقدالفرید ج ۵ ص ۴۷). آنگاه سودان بن حمران اصحبی، تیغی بر آن جناب [ عثمان بن عفان ] حواله کرد تا کارش به اتمام رساند و منکوحهٔ عثمان رضی اللََّه عنه، نایله خود را حایل ساخته شمشیر بر پنجهٔ او آمد و بعضی از انگشتان مقطوع گشت. (حبیب السیر ج ۱ ص ۵۱۵). پس از قتل عثمان، نائله همسر او نامه ای به معاویه نوشت و آن را با پیراهن خون آلود عثمان، به دست نعمان بن بشیر نزد معاویه فرستاد و او را به خونخواهی عثمان، تحریض کرد. (عقدالفرید ج ۵ ص ۵۶ و ۵۷). و معاویه میفرمود که در ایام جمعه پیراهن خون آلود امیرالمؤمنین عثمان را با انگشتان مقطوع نایله بمسجد جامع دمشق می بردند. (حبیب السیر ج ۱ ص ۵۳۷). نائله زنی شاعره بوده است و به نقل صاحب عیون الاخبار این اشعار را هنگام جدائی از قبیلهٔ خود خطاب به برادرش ضب سروده است : ألست تری یا ضب باللََّه أننی مصاحبة نحوالمدینة أرکبا اذا قطعواحزناتحث رکابهم کما زعزعت ریح یراعا مثقبا لقد کان فی ابناء حصن بن ضمضم لک الویل مایغنی الخباء المطنبا. (عیون الاخبار ج ۴ ص ۷۶). پس از عثمان از نائله خواستگاری کردند، نپذیرفت و گفت: واللََّه لاقعد منی رجلٌ مقعد عثمان ابداً. (عقد الفرید ج ۳ ص ۱۹۷).[ ءِ لَ ] (اِخ) دختر عمروبن طرب بن حسان. پدر وی از نسل عمالقه بود و در ولایت جزیره پادشاهی داشت. چون عمرو در جنگ کشته شد، مردم جزیره دختر او نائله را بشاهی برگزیدند. در حبیب السیر آمده است: او را [ نائله را ] بنا بر درازی شعرات زهار «زبا» می گفتند. (ج ۱ ص ۲۵۷). وی به خونخواهی پدر، جذیمةبن مالک [ از ملوک بنی لخم ] را فریفت و اسیر کرد و بکشت.[ ءِ لَ ] (اِخ) دختر سعد صحابیه است. (منتهی الارب).[ ءِ لَ ] (اِخ) (ابو...) ابونائله سلکان بن سعد صحابی است. (منتهی الارب). رجوع به ابونائله شود.
کلمات همقافیه با «نائله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر