معنی میمندی
7 بازدید
[ مَ مَ / مِ مَ ] (ص نسبی) منسوب به میمند. از مردم میمند. رجوع به میمند شود.[ مَ مَ / مِ مَ ] (اِخ) ابوالقاسم احمدبن حسن. رجوع به احمدبن حسن و رجوع به ابوالقاسم شود.
کلمات همقافیه با «میمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر