معنی میمنه

معنی میمنه

8 بازدید
[ مَ مَ / مِ مَ نَ / نِ ] (از ع، اِمص) نیک بختی. (ناظم الاطباء). میمنت. || صواب. (ناظم الاطباء). || خجستگی. (مهذب الاسماء). || (اِ) سوی دست راست. (ناظم الاطباء). طرف دست راست. (غیاث). سوی راست. (فرهنگ نظام). دست راست. (مهذب الاسماء). مقابل میسره. (فرهنگ نظام). خلاف میسره. در طرف راست، واقع در راست. || جناح راست لشکر. (ناظم الاطباء). راست لشکر. (مهذب الاسماء). خلاف جوانغار. برانغار. یکی از ارکان خمسهٔ جیش. جبههٔ راست لشکر. آنچه بر راست بود از لشکر. (یادداشت مؤلف). نام فوجی که بطرف دست راست پادشاه یا امیر در وقت جنگ استاده باشد. (غیاث). لشکری که طرف راست قلب است در میدان جنگ. (فرهنگ نظام): چپ لشکرش را به گرشاسب داد. ابر میمنه سام یل با قباد.فردوسی. بتاراج داد آن سپاه و بنه نه کس میسره دید و نه میمنه.فردوسی. چپ لشکرش را به پیران سپرد سوی میمنه رفت هومان گرد.فردوسی. تو به قلب لشکر اندر خون انگوران به دست ساقیان بر میسره خنیاگران بر میمنه. منوچهری. گورخران میمنه ها ساختند زاغان گلزار بپرداختند.منوچهری. باید که میمنه و میسره و طلیعه و ساقه تعبیه ساخته روید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۷). تا اگر میمنه و میسره را بمردم حاجت افتد میفرستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۱). آهسته روی به میمنهٔ مخالفان آری. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۵۸). ترسم همی که گر تو نباشی ز لشکرش بی تو نه قلب و میمنه ماند نه میسره. ناصرخسرو. میمنه و میسره و قلب و جناح آن را... بیاراسته. (کلیله و دمنه). ابوالقاسم از میسره میمنه را بشکست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۳۴). آلتونتاش را به میمنه فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۸). امیرنصر را در میمنه بداشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۹). - میمنه و میسره؛ راست و چپ. - || نیک بختی و بدبختی. - || صواب و خطا. - || راست و ناراست. (ناظم الاطباء). و رجوع به میمنت و میمنة شود.

کلمات هم‌قافیه با «میمنه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید