معنی میرابی
4 بازدید
(حامص مرکب) شغل و پیشهٔ میراب. عمل میراب. عمل مباشرت و نظارت بر تقسیم آب : خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید منصب میرابی سرچشمهٔ آئینه را. میرزاصائب. رجوع به میراب شود. || (اِ مرکب) حقی که به جهت تقسیم آب به میرابها دهند.(اِخ) دهی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس، واقع در ۹۵هزارگزی شمال میناب با ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «میرابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر