معنی میرابو
9 بازدید
[ بُ ] (اِخ) اونوره گابریل ریکتی کنت دو (۱۷۴۹-۱۷۹۱ م.). سیاستمدار انقلابی نامی فرانسه، زندگی وی پیش از سال ۱۷۸۹ به یک سلسله زیاده رویها و مشاجرات با پدرش گذشت و بفرمان وی بارها توقیف شد و به زندان افتاد. با آنکه از طبقهٔ نجبا و اعیان بود در سال ۱۷۸۹ از طرف طبقهٔ سوم ملت فرانسه به نمایندگی انتخاب شد و به علت فصاحت و بلاغتی که داشت بزودی شهرت فراوان یافت. وی خواستار سلطنت مشروطه بود؛ اما در سال ۱۷۸۹ مخفیانه با شاه و ملکه سازش کرد و میانه روی پیشه کرد و از این رو مورد حمله و انتقاد ژاکوبن ها قرار گرفت و پیش از آنکه سازش او با دربار برملا گردد درگذشت.[ بُ ] (اِخ) ویکتور ریکتی مارکی دو (۱۷۱۵ -۱۷۸۹ م.). سیاستمدار فرانسوی و رهبر فیزیوکراتهای آن کشور است و پدر اونوره گابربل ریکتی کنت دو میرابو.
کلمات همقافیه با «میرابو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر