معنی میخکوب شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) در جای خود بی حس و بی حرکت ماندن و از شدت وحشت قادر به حرکت نبودن : وقتی شکارچیان نعرهٔ ببر را شنیدند در جای خود میخکوب شدند. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به میخکوب شود.
کلمات همقافیه با «میخکوب شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر