معنی مکتتم
7 بازدید
[ مُ تَ تِ ] (ع ص) سحاب مکتتم؛ ابر بی بانگ و رعد. || پنهان دارنده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکتتام شود.[ مُ تَ تَ ] (ع ص) پوشیده. (غیاث) (آنندراج). پوشیده شده. پنهان داشته شده. پنهان : ملک خراسان به تیغ بازستانی ز غز پس چه کنی در نیام گنج ظفر مکتتم. خاقانی. فعل بر ارکان و فکرت مکتتم لیک در تأثیر و وصلت دو بهم. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۴۰۷). هست بازیهای آن شیر علم مخبری از بادهای مکتتم. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۲۶۴).
کلمات همقافیه با «مکتتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر