معنی مکتحل
8 بازدید
[ مُ تَ حِ ] (ع ص) آن که چشم او سرمه کشیده باشد. (آنندراج). آن که در چشمها سرمه کشیده باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): از ذره های خاک که برخیزد از صبا گردد بیاض دیدهٔ اجرام مکتحل.سیف اسفرنگ. || در شدت و سختی افتنده. (آنندراج). کسی که در شدت و سختی افتاده باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زمینی که گیاه برآوردن گرفته باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکتحال شود.
کلمات همقافیه با «مکتحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر