معنی مکتتب
8 بازدید
[ مُ تَ تِ ] (ع ص) نویسنده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دوزنده درز مشک را. (آنندراج). آن که به دو دوال مشک را می دوزد و آن را محکم می کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکتتاب شود.[ مُ تَ تَ ] (ع ص) نوشته شده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به تکتیب شود. || بازنگریسته و ملاحظه شده. || شمرده شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مکتتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر