معنی مکاره
11 بازدید
[ مَ رِهْ ] (ع اِ) جِ مکرهة. (ناظم الاطباء). جِ مَکرَه. آنچه انسان آن را ناپسند دارد و بر او سخت و دشوار باشد و در حدیث است: «اسباغ الوضوء علی المکاره» و مراد از آن وضو ساختن است با وجود عوامل سخت و دشوار. (از ذیل اقرب الموارد). سختیها. (منتهی الارب). به معنی مکروهات یعنی رنج و سختیها. (غیاث) (آنندراج): خدای عزوجل از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس. منوچهری. سبوی بگزین تا گردی از مکاره دور برو بر آن ره تا جاودانه شاد بوی. منوچهری. بختت ازلی باد و بقایت ابدی باد ایزد مرساناد به روی تو مکاره.منوچهری. پیوسته مفر آوارگان و مقر خستگان مکاره باد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۸۸). مکاره از این ساحت عز و جلال بعید و اقبال و دولت متواتر. (لباب الالباب چ نفیسی ص ۶). زانکه جنت از مکاره رسته است رحم، قسم عاجز اشکسته است. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۲۴۵). در طلب مصالح و دفع مکاره و جذب خیر و منع شر به پدران مشفق اقتدا کند. (اخلاق ناصری). نعیم بهشت را دیوار مکاره درپیش. (گلستان). هرچند بعضی از اقویا که قوت تحمل مشاق و صبر بر مکاره داشته اند... (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۶۷). چه صابر پیوسته در مکاره به کأس مخالفت نفس خود را شرب صبر می چشاند. (مصباح الهدایه، ایضاً ص ۳۸۳). - مکاره کشیدن؛ تحمل کردن سختیها و رنجها: ابوعثمان گوید صبار آن بود که خوی کرده باشد به مکاره کشیدن. (ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه چ فروزانفر ص ۲۸۰). || امور زشت و ناپسند. مکروهات : بزرگواری کز سیرت و مکارم او همه مکاره بیرون شد از سرشت بشر. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۱۹۹). چشم نعمتی است و بینایی در او نعمتی... و کفران آن نظر به محرمات و مکاره و فضول. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۸۵).[ مَ رَ / رِ / مَ کْ کا رَ / رِ ] (از روسی، اِ) بازار سالیانه. بازار موسمی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مأخوذ از کلمهٔ «ماکاریوسکایا یارمارکا» روسی یعنی بازار سالیانهٔ قدیس ماکاریوس . بازاری که سالی یک بار در محلی معین به مدت چند روز دایر شود و از اکناف مختلف یک کشور یا کشورهای متعدد کالاهای گوناگون در آن بازار گردآورند و در معرض خرید و فروش گذارند. و رجوع به یادداشتهای قزوینی ج ۷ ص ۱۲۸ شود.[ مَ کْ کا رَ / رِ ] (ع ص) زن بسیار مکرکننده. (غیاث) (آنندراج). زن پرمکر و پرحیله. (ناظم الاطباء): کیست دنیا زنی است مکاره چیست در خانهٔ زن غدار.خاقانی. ایمن مشو ز محنت دنیا که این عجوز مکاره می نشیند و محتاله می رود.حافظ.
کلمات همقافیه با «مکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر