معنی مکابرة
8 بازدید
[ مُ بَ رَ ] (ع مص) با کسی به بزرگی نورد کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). بزرگی خود بر دیگری ثابت کردن. (غیاث) (آنندراج). غالب شدن بر کسی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نبرد کردن در بزرگی یعنی گفتن و یا نمودن که من از تو بزرگترم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || چیزی که می دانی انکار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || دشمنی کردن با کسی. (از ناظم الاطباء). معاندت کردن. (از اقرب الموارد). || معارضه و غلبه و جنگ کردن با کسی. (غیاث) (آنندراج). و رجوع به مکابره شود. || منازعه در مسئلهٔ علمی نه برای اظهار صواب بلکه برای الزام خصم و گویند مکابره دفاع از حق است پس از علم به آن. (از تعریفات جرجانی). مکابره به معنی منازعه نه از جهت اظهار صواب است و نه برای الزام خصم است و بلکه برای غرض دیگری است مانند آشکار نشدن جهالت و اخفاء آن نزد مردم. (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی).[ مُ بَ رَ تَنْ ] (ع ق) به قهر. به غلبه. به زور. به عنف. به درشتی : به شب مکابرةً خانه ها را برمی زدند و جنایتهای گران می نهادند. (تاریخ بخارا ص ۹۲). و رجوع به مکابره شود.
کلمات همقافیه با «مکابرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر