معنی مکابدة
5 بازدید
[ مُ بَ دَ ] (ع مص) رنج چیزی بکشیدن. (المصادر زوزنی). سختی کشیدن. (تاج المصادر بیهقی). رنج کشیدن و سختی دیدن. کباد. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || افکندن مسافر خود را به هول و سختی شب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکابدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر