معنی مکابر
5 بازدید
[ مُ بِ ] (ع ص) ستیزه کننده. ستیزنده : و شیران کامفیروزی سخت شرزه باشند و مکابر. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۵). تا یک زمان مکابر درآمد و کمربند بهمن بگرفت و از پشت اسب برداشت. (سمک عیار چ خانلری ج ۱ ص ۷۳). و رجوع به سه مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مکابر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر