معنی موی برداشتن
6 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) موی ستردن. موی تراشیدن. تراشیدن موی سر و صورت : چون ساعتی ببود و وقت آن آمد که شیخ موی بردارد، موی ستر پیش شیخ آمد. (اسرارالتوحید ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «موی برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر