معنی موی بربستن
6 بازدید
[ بَ بَ تَ ] (مص مرکب) گیسو جمع کردن. || به هم پیچیدن و دسته کردن تارهای موی. || کنایه از مستعد و آماده شدن و مهیا گشتن باشد. (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از برهان). از معنای نخستین یعنی بستن موی برای چست و چالاک و آماده شدن در جنگ و سواری توسعاً به معنی مستعد و آماده شدن می آید: به سرخیلی فتنه بربست موی سوی تاجگاه تو آورد روی.نظامی.
کلمات همقافیه با «موی بربستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر