معنی موی برآوردن
6 بازدید
[ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) مو برآوردن. رستن موی در سر یا بدن انسان یا حیوان عموماً و بچه ها و نوزاد آنها خصوصاً. (از یادداشت مؤلف): استشعار؛ موی برآوردن بچه در شکم مادر. اِشعار، تشعر، تشعیر؛ موی برآوردن بچه در شکم. (منتهی الارب). || بیرون کشیدن موی از چیزی. || کنایه از دقت کردن.
کلمات همقافیه با «موی برآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر