معنی مونع
6 بازدید
[ نِ ] (ع ص) پخته. (ناظم الاطباء). رسیده. یانع (میوه و مانند آن). (یادداشت مؤلف). ثمرهٔ رسیده.
کلمات همقافیه با «مونع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر