معنی مونق
7 بازدید
[ نِ ] (از ع، ص) مؤنق. خوش آیند و دل انگیز. زیبا و پسندیده. (از یادداشت مؤلف): علم را در هر دو سرای مرغزاری مونق است و غدیری مغدق. (تاریخ بیهق ص ۵). و رجوع به مؤنق شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان میانه با ۴۸۹ تن سکنه. آب آن از باران و راه آن مالرو است. این ده در ۱۶هزارگزی شمال میانه واقع است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «مونق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر