معنی مومیایی

معنی مومیایی

5 بازدید
(ص نسبی) منسوب به مومیا. آنچه به مومیا نسبت دارد. || مانند مومیا. || مومیاشده. || (اِ) نام دارویی سیاه مانند قیر و خوپخین. (ناظم الاطباء). مومیا. داروی شکستگی : و از دارابگرد فارس مومیایی خیزد که به همهٔ جهان جایی دیگر نبود. (حدود العالم). دل تیره را روشنایی می است که را کوفت تن مومیایی می است.اسدی.مومیایی از آنجا [ دارابجرد ] خیزد از کوهی قطره قطره می چکد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۲۹). مومیایی همه دانند کجا خرج شود هرکجا پشه به پهلو زدن آمد با پیل.انوری. مرا از شکستن چنان درد ناید که از ناکسان خواستن مومیایی. عمادی غزنوی . گر حوادث پشت امیدت شکست اندیشه نیست مومیایی هست مدح صاحب صاحبقران. خاقانی. نخواهم که آرم به کس بر شکست و گر بشکنم مومیاییم هست.نظامی. گرم بشکند گردش سال و ماه مرا مومیایی بس اقبال شاه.نظامی. آن یابم از او به جان فزایی کآزرده میان ز مومیایی.نظامی. در سهی سرو چون شکست آید مومیایی کجا به دست آید.نظامی. تاریک دلم تو روشنایی آزرده تنم تو مومیایی.نظامی. گفت از شکستهٔ خود مومیایی دریغ نمی باید داشت. افکندهٔ خود را بر باید داشت. (مرزبان نامه ص ۱۱۹). جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند شکسته استخوان داند بهای مومیایی را. سعدی. دل خستهٔ من گرش همتی هست نخواهد ز سنگین دلان مومیایی.حافظ. مجو غیر از شکست از سست عهدان مخواه از موم نفع مومیایی.امیدی. به سنگ حادثه نازم که استخوان مرا چنان شکست که فارغ ز مومیایی کرد. امام قلیخان غارت. - مومیایی پالوده؛ مومیایی کوه قفر. رجوع به قفر شود. - مومیایی کوهی؛ مومیایی پالوده. قفر. رجوع به قفر شود. - مومیایی مصنوعی؛ در اصطلاح شیمی ترکیبی است از موم و تربانتین و قیر. || به مجاز، داروی درد. چاره ساز. شفابخش. وسیلهٔ مداوا.

کلمات هم‌قافیه با «مومیایی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید