معنی مومیایی کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب)حفظ و تحنیط اجساد مردگان در برابر عفونت: مومیایی کردن اجساد مردگان. تصییر. مومیاکاری. (یادداشت مؤلف). رجوع به مومیاکاری شود.
کلمات همقافیه با «مومیایی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر