معنی مومیایی دادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) مومیایی بخشیدن. مومیا دادن. || درمان بخشیدن. چاره سازی کردن. شفا دادن : کار جزع و لعل تست آزردن و بنواختن هرکه را این بشکند آن مومیایی می دهد. خاقانی. تیرگی چند روشنایی ده چون شکستیم مومیایی ده.نظامی. تویی کز شکستم رهایی دهی و گر بشکنی مومیایی دهی.نظامی. و رجوع به مومیایی و مومیایی بخشیدن شود.
کلمات همقافیه با «مومیایی دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر