معنی موقوف ساختن
5 بازدید
[ مَ / مُو تَ ] (مص مرکب) موقوف کردن. ممنوع ساختن. متوقف ساختن. جلوگیری کردن: فیلمهای بدآموز را باید موقوف ساخت. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موقوف ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر