معنی موفق شدن
8 بازدید
[ مُ وَفْ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) توفیق یافتن. (ناظم الاطباء). کامیاب گشتن. توفیق اتمام کار یا نیل به آرزو پیدا کردن. دست یافتن. کامیابی یافتن. (از یادداشت مؤلف): عهد خراسان و جملهٔ مملکت پدر را بخواستیم... با آنچه گرفته شده است... با آنچه موفق شدیم به گرفتن. (تاریخ بیهقی). شکر خدای کن که موفق شدی به خیر. سعدی (گلستان).
کلمات همقافیه با «موفق شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر