معنی موفق کردن
6 بازدید
[ مُ وَفْ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) موفق ساختن. موفق گرداندن. توفیق دادن. نایل کردن. کامروا کردن: خداوند شما را موفق کناد. (از یادداشت مؤلف). رجوع به موفق گرداندن شود.
کلمات همقافیه با «موفق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر