معنی موفری
6 بازدید
[ مُ وَفْ فَ ] (حامص) صفت و حالت موفر. فراوانی و بسیاری : عالم نو بنا کند رای تو از مهندسی کشور نو رقم زند فر تو از موفری.خاقانی. و رجوع به موفر شود.
کلمات همقافیه با «موفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر