معنی موضحة
6 بازدید
[ ضِ حَ ] (ع اِ) شکستگی سر که به استخوان رسد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آن شکستگی سر که استخوان را برهنه کند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). تفرق اتصالی در سر که از غشاء تجاوز کند و استخوان پیدا آید. شکستگی سر که استخوان را پیدا کند. (یادداشت مؤلف). آن جراحت سر که استخوان پیدا کند. (دهار) (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «موضحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر