معنی مودونة
3 بازدید
[ مَ نَ ] (ع ص) مؤنث مودون. (منتهی الارب). زن کوتاه دست و کوتاه گردن و کوتاه سینه. (ناظم الاطباء). رجوع به مودون و مودنة شود. || زن ناقص خلقت ناقص اندام. || زن تنگ دوش. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || زن درهم اندام کوتاه گردن خردجثه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بچهٔ نزار و لاغر زاییده شده. (ناظم الاطباء). مودنة. || تر نهاده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). خیسانده. در آب نهاده تا نرم شود.
کلمات همقافیه با «مودونة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر