معنی مودون
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مرد کوتاه گردن و کوتاه دست و کوتاه سینه. || مرد ناقص خلقت و ناقص اندام. || مرد تنگ دوش. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به مودن شود. || بچهٔ لاغر و نزار. (منتهی الارب) (آنندراج). بچهٔ زار و لاغر زاییده شده. (ناظم الاطباء). کودک نارسیده. (مهذب الاسماء). و رجوع به مودن و مودونة شود. || تر نهاده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خیسانیده.
کلمات همقافیه با «مودون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر