معنی موحر
9 بازدید
[ حِ ] (ع ص) وحرهٔ مسموم سازندهٔ طعام که با خوردن آن قی و اسهال آید. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). وحره که مسموم سازد طعام را و وحره جانوری است. (از آنندراج). || طعام و یا شراب زهرناک که در آن وحره افتاده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر