معنی موحدین
7 بازدید
[ مُ وَحْ حِ ] (اِخ) الموحدین. سلسلهٔ سلاطینی که در افریقا و اسپانیا سلطنت داشتند. (یادداشت لغت نامه). فرقه ای از مسلمین در شمال افریقا که به عنوان اعتراض بر عقاید مسلمین مشبهی و مجسمی قیام کردند و بر خلاف ایشان به نفی تشبیه و تجسیم در باب ذات باری تعالی عقیده داشتند. پیشوای این فرقه ابوعبداللََّه محمدبن تومرت بود از قبیلهٔ مسمودة که مردم را به توحید می خواند و پیروانش او را مهدی منتظر می دانستند. او در سال ۵۲۲ هـ . ق. درگذشت و ریاست فرقهٔ او به جانشین و برادرش عبدالمؤمن رسید (سال ۵۲۴) و او در سال ۵۳۴ دست به تسخیر ممالک زد. در سال ۵۳۸ سپاه المرابطین را مغلوب ساخت و بلاد وهران و تلمسان فاس و سبته و سالی را گرفت و در سال ۵۴۱ مراکش را تسخیر و سلسلهٔ امرای مرابطی را برانداخت و در سال ۵۴۰ با اعزام سپاهی به اسپانیا همهٔ سرزمینهای مسلمان نشین آنجا را گرفت. و در سال ۵۴۷ سلسلهٔ بنی حماد را در الجزایر منقرض کرد و در سال ۵۵۳ تونس را گرفت و طرابلس را ضمیمهٔ قلمرو خود ساخت. و بدین ترتیب همهٔ کشورهای ساحلی شمال افریقا از مصر تا اقیانوس اطلس را به زیر فرمان و تصرف خود درآورد. جانشینان او لیاقت او را نداشتند و دولت اسپانیا در سال ۶۳۲ هـ . ق. آنها را شکست داد و بعد مسلمین را از همهٔ شبه جزیره خارج ساخت. و در سال ۶۶۷ هـ . ق. قبیلهٔ بنی مرین آنها را در مراکش منقرض کردند و بر شهر مراکش استیلا یافتند. تسلط موحدین بر شمال افریقا و حکومت آنان از سال ۵۲۴ تا ۶۶۷ هـ . ق. ادامه یافت و جمعاً سیزده تن از این سلسله حکومت راندند. (از ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام صص ۳۹ -۴۱). و نیز رجوع به معجم الانساب و الاسرات زامباور شود.
کلمات همقافیه با «موحدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر