معنی موجخیز
7 بازدید
[ مَ / مُ ] (اِ مرکب) جای برخاستن موج. آن جای از دریا که موج از آن برمی آید. (ناظم الاطباء): آب دریا به موج خیز بلا حاکی و راوی جنان تو باد.ابوالفرج رونی. || طوفان. (یادداشت مؤلف): گر موج خیز حادثه سر بر فلک کشد عارف به آب تر نکند رخت و پخت خویش. حافظ. || دریا. (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «موجخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر