معنی موجح
9 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) پوست تابان درخشان رنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جامهٔ سخت بافت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). جامهٔ نیک بافته. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). || پناه جای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «موجح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جح» برای سرودن شعر