معنی موالیا
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) قسمی شعر. کاری. کان و کان. ملعبه. عروض البلد. حراره. تصنیف. قول. شرقی. موشح. موشحه. زجل. (یادداشت مؤلف): و دیوانه [ دیوان عیسی بن سنجر ] مشتمل علی الشعر و الدوبیت و الموالیا. (ابن خلکان). دکتر رضا قریشی در کتاب خود (الکان و کان و القوما) پس از نقل این گفتهٔ ابن خلدون که «عامهٔ بغداد را شعری است که آن را موالیا نامند و قوما و کان و کان از فنون این نوع شعر است» چنین نویسد: ابن خلدون در این اظهار نظر بغایت از حقیقت دور افتاده است چه موالیا برزخی بین فنون شعری معرب و غیرمعرب است. چنانکه می توان به لغت فصیح و عامیانه هر دو موالیا سرود، در حالتی که (کان و کان) از فنون شعری غیرمعرب است و حتماً باید آن را بدون اعراب خواند. (الکان و کان و القوما. ص ۱۳. بغداد سلسلهٔ فولکلولوری ۱۹۷۷). نیز گوید موالیا از مخترعات نبطیانی است که در واسط ساکن بودند. و اختراع این نوع بیت مقدم بر فن زجل و موشح است. (کتاب فوق ص ۱۸). و هم او نویسد: این شعر از ابن نقطه در موالیاست: قد خاب من شبه الجزعه الی دره وقاس قحبه الی مستحضه حره انا مغنی و اخی زاهد فرر مره بیرین فی الدار ذی حلوه و ذی مرة. (همان کتاب ص ۱۱).
کلمات همقافیه با «موالیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر