معنی موالید

معنی موالید

13 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مولد به معنی مادر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به مولد شود. || جِ مولود. (المنجد) (ناظم الاطباء). جِ مولود. زادگان. (یادداشت مؤلف). فرزندان و این جِ مولود است. (غیاث) (آنندراج): دانی چه گفته اند بنی عوف در عرب نسل بریده به که موالید بی ادب.سعدی. از چنین مادر و پدر چه عجب گر موالید مانده در بدر است. خطیرالدین جرجانی. || آنچه پدید آید. متولدشده. معلول : فعل را در غیب اثرها زادنیست وان موالیدش به حکم خلق نیست.مولوی. || گاهی از موالید، موالید ثلاثه مراد باشد که نباتات و جمادات و حیوانات است زیرا که این هرسه بچگان عناصر افلاکند. (غیاث) (آنندراج). اقسام سه گانهٔ جسم، جماد و نبات و حیوان. (یادداشت مؤلف): ارکان موالید بدو هستی دارند تأثیر بسی مشمر در وی حدثان را. ناصرخسرو. رسم فلک و گردش ایام و موالید از دانا بشنیدم و برخواندم دفتر.ناصرخسرو. موالیدند از اینها جسم انسان پدید آمد در این شش گوشه ایوان. ناصرخسرو. - سه موالید؛ موالید ثلاث. موالید ثلاثه : بودند تا نبود نزولش در این سرای این چار مادر و سه موالید بینوا.خاقانی. و رجوع به ترکیب موالید ثلاثه شود. - موالید ثلاث؛ موالید ثلاثه. موالید سه گانه. سه موالید. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به ترکیب موالید ثلاثه شود. - موالید ثلاثه (یا ثلاث)؛ جماد و نبات و حیوان. (از ناظم الاطباء). عبارت است از معادن و نبات و حیوان. (از نفائس الفنون) (از کشاف اصطلاحات الفنون). موالید سه گانه. سه موالید. سه روح. جمادات و نباتات و حیوانات. معدن. نبات. حیوان. (از یادداشت مؤلف). کنایه از نباتات و جمادات و حیوانات است؛ نباتات آنچه از زمین روید و بالیدگی دارد یعنی از قسم درختان باشد و جمادات آنچه از قسم سنگ و گل باشد و حیوانات آنچه جاندار باشد و به ارادهٔ خود جنبش و حرکت کند. (غیاث). - موالید سه گانه؛ بربسته و بررسته و جنبنده را گویند یعنی جماد و نبات و حیوان. (آنندراج) (از برهان). بربسته و بررسته و جنبنده است. (انجمن آرا). و رجوع به ترکیب موالید ثلاثه شود.

کلمات هم‌قافیه با «موالید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید