معنی مواطاة
6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) موافقت کردن. (از منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۶) (از آنندراج). با کسی موافقت کردن. (دهار). مواطاة. و رجوع به مواطات و مواطا شود. || مساهمه. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح قافیه) تکرار قوافی کردن در شعر به لفظ و معنی. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مواطاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر