معنی مهره‌باز

معنی مهره‌باز

6 بازدید
[ مُ رَ / رِ ] (نف مرکب) مهره بازنده. که با مهره نرد یا شطرنج بازد: بسان بلعجبی مهره باز استادم نگه کنی به من این خانه پاک و دیگر پاک. سوزنی. ملک توران مهره کردار است بر روی بساط رای ملک آرای تو بر مهره ماهر مهره باز. سوزنی. کعبه در تربیع همچون تخته نرد مهره باز کعبتین تنها و نراد انسی و جان آمده. خاقانی. || شعبده و حقه باز. (آنندراج). چشم بند. مشعبد: یکی مهره باز است گیتی که دیو ندارد به ترفند او هیچ تیو.عنصری. که در مهر او کینهٔ تست ازیرا که بسته ست چشم دل این مهره بازش. ناصرخسرو. ای چرخ مشعبد چه مهره بازی وی خامهٔ جاری چه نکته سازی. مسعودسعد. به قهر خصم تو کردند کارهای عجیب چو مهره باز و چو بازیگر آسمان و زمین. امیرمعزی (از آنندراج). پیش طبع مهره بازش شعبده نتوان نمود گوشهٔ شش بیشی این نه حقهٔ مینا دهد. جمال الدین عبدالرزاق (از آنندراج). مهره باز روزگار کهربای سوده بر عارض گل رعنای رخسار پراکند. (سندبادنامه ص ۱۵۶). گذر بر مهر کن چون دلنوازان به من بازی مکن چون مهره بازان.نظامی. مشعبد شد این خاک نیرنگ ساز که هم مهره دزد است و هم مهره باز.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «مهره‌باز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید