معنی منگول
14 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شنگول و منگول و حپک انگور، نام سه بزغاله است که در قصهٔ شنگول و منگول، فرزندان بز هستند و گرگ شنگول و منگول را می خورد و بز با شاخ خود آنها را از شکم گرگ بیرون می آورد. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). || (ص) بچهٔ زیبا و بانمک و دلپذیر و شاد و بانشاط را «شنگول و منگول» یا «شنگول منگول» گویند. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). || آدم شاد بانشاط یا سرخوش از می زدن را بیشتر شنگول و گاه شنگول و منگول می نامند. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).[ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش صومای شهرستان ارومیه است. و ۱۴۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «منگول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر