معنی منکدر
6 بازدید
[ مُ کَ دِ ] (ع ص) تیره. (آنندراج) (غیاث). تیره شده. (یادداشت مرحوم دهخدا): چون شنیدند آن وعید منکدر چشم بنهادند آن را منتظر.مولوی. || شتافته. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نیک دونده. (آنندراج). نیک دویده. (ناظم الاطباء). || فرورفته شونده و فرودآینده. (آنندراج). فروریخته و فرودآمده. (ناظم الاطباء). || ستارهٔ فرودآینده از هوا. (آنندراج). ستارهٔ فرودآمده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منکدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر