معنی منقبع
6 بازدید
[ مُ قَ بِ ] (ع ص) مرغ درآینده در آشیان. (آنندراج). مرغ در آشیانهٔ خود درآمده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انقباع شود.
کلمات همقافیه با «منقبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر