معنی منقبه
6 بازدید
[ مَ قَ بَ / بِ ] (از ع، اِ) منقبة. منقبت : به گاه منقبه چون خانهٔ براهیم است به وقت مظلمه چون قبهٔ سلیمان است. عبدالواسع جبلی (دیوان چ صفا ج ۱ ص ۶۳). اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست. خاقانی. رجوع به منقبة و منقبت شود.
کلمات همقافیه با «منقبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر