معنی منفرداً
5 بازدید
[ مُ فَ رِ دَنْ ] (ع ق) جداگانه و تنها و یگانه و علیحده و فقط و یک یک و فرداًفرداً. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منفرداً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر