معنی منفردی
4 بازدید
[ مُ فَ رِ ] (حامص) تنهایی و مجردی. (ناظم الاطباء). منفرد بودن. حالت و چگونگی منفرد. رجوع به منفرد شود.
کلمات همقافیه با «منفردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر