معنی منطبعة
6 بازدید
[ مُ طَ بِ عَ ] (ع ص) تأنیث منطبع. رجوع به منطبع شود. - نفس منطبعه؛ نفس فلکی است. حکما گویند برای افلاک دو محرک هست یک محرک قریب که عبارت از قوت مجرد از ماده باشد که نفس ناطقه و مدبره است و دیگر محرک بعید که عبارت از قوت جسمانی ساری در جرم آنهاست و آن را نفس منطبعه گویند، پس افلاک را دو نفس است یکی نفس ناطقهٔ مدبره و دیگری نفس منطبعهٔ ساریه در جرم آنها. (فرهنگ علوم عقلی سجادی).
کلمات همقافیه با «منطبعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر