معنی منخفضة
7 بازدید
[ مُ خَ فِ ضَ ] (ع ص) تأنیث منخفض. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منخفض شود. - ارض منخفضة؛ زمینی جرف (ژرف) آب. (مهذب الاسماء). - بروج منخفضة؛ بروج جنوبیه است یعنی میزان و عقرب و قوس و جدی و دلو و حوت. (یادداشت مرحوم دهخدا). - حروف منخفضة؛ سوای صضطظ خفق باشد. (منتهی الارب). بجز این حروف که ص و ض و ط و ظ و خ و ف و ق سایر حروف را گویند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منخفضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر