معنی منجأ
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) رستن جای. (مهذب الاسماء). نجات گاه و جای نجات و پناهگاه. (ناظم الاطباء). مکان نجات. (از اقرب الموارد): روزی است از آن پس که در آن روز نیابند خلق از حکم عدل نه ملجا و نه منجا. ناصرخسرو. عدل او ملجأ ملهوفان و فضل او منجای متأسفان است. (سندبادنامه ص ۲۱۶). از دور و نزدیک روی به درگاه او که ملجأ عالمیان و منجای خائفان است آوردند. (جهانگشای جوینی). || زمین بلند. (منتهی الارب) (آنندراج). هر زمین بلند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || رستن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عبارت از خلاص یافتن دل از محل آفت است. (فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی سجادی).
کلمات همقافیه با «منجأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جأ» برای سرودن شعر