معنی مملکتداری
5 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ ] (حامص مرکب) عمل مملکت دار. کشورداری. ادارهٔ امور مملکت.
کلمات همقافیه با «مملکتداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر