معنی مملکترانی
6 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ ] (حامص مرکب) عمل مملکت ران. فرمان فرمایی و دادگستری. (ناظم الاطباء). کشورداری.
کلمات همقافیه با «مملکترانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر