معنی مملکتدار
6 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ ] (نف مرکب) دارندهٔ مملکت. اداره کننده و مدبر مملکت : هیچ شه را چنین وزیر نبود مملکت دار و کار ملک تراز.فرخی.
کلمات همقافیه با «مملکتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر