معنی ممشوق

معنی ممشوق

9 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سبک گوشت. (منتهی الارب) آنندراج). رجل ممشوق؛ مرد سبک گوشت. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || اسب دراز باریک میان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || قد ممشوق؛ قد دراز و باریک. (از اقرب الموارد). || کشیده بالا. (مهذب الاسماء). زیبا و باریک اندام : چو برگشت از من آن معشوق ممشوق نهادم صابری را سنگ بر دل.منوچهری. بدانی که ما عاشقانیم و بیدل تو معشوق ممشوق ما عاشقانی.منوچهری. بر تربت معشوق ممشوق... شخص گرامی را بسمل کردمی. (سندبادنامه ص ۱۵۰). || نرهٔ دراز باریک. (آنندراج): قضیب ممشوق؛ نرهٔ دراز و باریک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به معنی «باریک و دراز»: دویدم و خواستم که من بوسه بر پای تو دهم قضیب ممشوق در دست داشتی بر ناف من زدی، اکنون می خواهم که عوض آن باززنم. (قصص الانبیاء ص ۲۳۶). سید عالم فرمود: یا علی! بلال را بفرما تا به خانهٔ فاطمه رود و قضیب ممشوق بیاورد. (قصص الانبیاء ص ۲۳۶).

کلمات هم‌قافیه با «ممشوق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید